دردودل...
بازهم عطر گلهاي تنهايي به مشام رسيد
وقاصدك هاي سپيد از من دور شدند وبه
سرزميني كوچ كردند كه گلهاي باغش بوي
تنهايي ندهند.دلواپسي در وجودم رخنه كرده
ودر دلم محبوس شده ميداني دلواپسي حس غريبي است
كه قلب پردرد را پژمرده ميكند.
ميخواهم با سايه تنهايي در خيابان قدم بزنم و
پيادهرو قلبم رابا اشك چشمانم خيس كنم واز لابه لاي
احساس قلبم تورابخوانم وبگويم دلواپسم
دلواپس تو..............
:: بازدید از این مطلب : 314
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
دوستت دارم به تعداد نفسهایی که تا به حال کشیدم.
دوستت دارم به اندازه ی تموم تپش های قلبم.
دوستت دارم به اندازه ی تعداد پلک هایی که زدم
خیلی بیشتر دوستت دارم به اندازه تعداد قدم هایی که برداشتم
بیشتر از حرفایی که تا به حال زدم ..
خیلی بیشتر از لحظه هایی که به یادت بودمو هستم
خیلی بیشتر از تداد دفعاتی که گفتم دوست دارم دوست دارم
بیشتر از عشقی که نسبت به خودم داشتم دوست دارم
بیشتر از آه هایی که تو زندگیم کشیدم دوست دارم
بیشتر از گل های بهشت دوست دارم
بیشتر از ابر های سفید دوست دارم
بیشتر از نور موقع طلوع آفتاب دوست دارم 
بیشتر از آدمای روی کره ی زمین دوست دارم
و خیلی بیشتر از همه ی زندگیم که تویی دوست دارم
من تورو بیشتر از خودت دوست دارم..
ولی درکل اینا رو گفتم که بدونی خیلی خیلی بیشتر از این ها دوست دارم.
:: بازدید از این مطلب : 311
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بــاشـد هر چـه تو بگويـي ...!
کمـي زمان مي خـواهـم ...
هــر وقت تـوانسـتم نــفس کـشيـدن را فــراموش کنـم ...
تــو را هم از يــاد خـواهم بــرد !!!.
:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آغوش تو سایه گاه خستگی من است
آغوشی که میدانم همیشه به روی من باز است
و من لحظه به لحظه ی زندگیم را به امید آرمیدن در آغوش تو سپری میکنم
دستهای من غرق التماسند برای در آغوش گرفتن تو ...
منی که خسته از دست خنجر روزگارم
برای رسیدن به آرامش در کنار تو لحظه شماری میکنم....

:: بازدید از این مطلب : 319
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2